تبليغاتX
...
یه گاز از سیب سرخ و آبدار دوستی
                                                بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

آخرین سلام وبلاگی من

من همیشه دنبال تجربه کردنم.

یه روز با دنیای وبلاگ آشنا شدم و با بر و بچه های اینترنتی دوست شدم و باهاشون ارتباط مجازی برقرار کردم.یکی از رفقا به اسم زهرا دوست بچه ها یه روز بهم ایمیل زد و گفت این وبلاگو برای من درست کرده و با این کارش منو غافل گیر کرد.

وبلاگ نویسی رو هم تجربه کردم.خوب و لذت بخش بود.

شما دوستان مجازی خودم رو فراموش نمی کنم و خاطراتتون همیشه در وبم و در ذهنم باقی خواهد ماند

یه عالمه دوست و خاطره ، یادگاری های من از این وبلاگه.اینجا پا برجا می مونه.خودمم گاهی بهش سر می زنم و البته به شما دوستای نازنین

امیدوارم تو این مدت که با هم بودیم براتون دوست خوبی بوده باشم

خدا رو چه دیدی شاید یه روزی روزگاری دوباره اومدم سراغ این زبون بسته

از لحظه های خداحافظی چندان خوشم نمیاد اما چه کنم که گاهی اوقات ناچار می شم خودمو برای یه خداحافظی اساسی آماده کنم

از یه طرف دلم نمی خواد با اشک و غم و غصه و ناراحتی باهاتون خداحافظی کنم از طرف دیگه هم نمی خوام با حالت سرد و خشک و بی احساس بگم خداحافظ و والسلام
اما بازی با الفاظو خوب بلد نیستم.پس لطفا از مقدمه چینی و قربون صدقه های قبل از خداحافظی معافم کنید

خدا حافظ همیییییییییییییییییییین حالا

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت   توسط زهرا  |