|
یه گاز از سیب سرخ و آبدار دوستی
|
سلام
آخرین سلام وبلاگی من
من همیشه دنبال تجربه کردنم.
یه روز با دنیای وبلاگ آشنا شدم و با بر و بچه های اینترنتی دوست شدم و باهاشون ارتباط مجازی برقرار کردم.
یکی از رفقا به اسم زهرا دوست بچه ها یه روز بهم ایمیل زد و گفت این وبلاگو برای من درست کرده و با این کارش منو غافل گیر کرد.
وبلاگ نویسی رو هم تجربه کردم.خوب و لذت بخش بود.![]()
شما دوستان مجازی خودم رو فراموش نمی کنم و خاطراتتون همیشه در وبم و در ذهنم باقی خواهد ماند
یه عالمه دوست و خاطره ، یادگاری های من از این وبلاگه.اینجا پا برجا می مونه.خودمم گاهی بهش سر می زنم و البته به شما دوستای نازنین![]()
امیدوارم تو این مدت که با هم بودیم براتون دوست خوبی بوده باشم![]()
خدا رو چه دیدی شاید یه روزی روزگاری دوباره اومدم سراغ این زبون بسته![]()
از لحظه های خداحافظی چندان خوشم نمیاد اما چه کنم که گاهی اوقات ناچار می شم خودمو برای یه خداحافظی اساسی آماده کنم![]()
از یه طرف دلم نمی خواد با اشک و غم و غصه و ناراحتی
باهاتون خداحافظی کنم از طرف دیگه هم نمی خوام با حالت سرد و خشک و بی احساس
بگم خداحافظ و والسلام
اما بازی با الفاظو خوب بلد نیستم.
پس لطفا از مقدمه چینی و قربون صدقه های قبل از خداحافظی معافم کنید
خدا حافظ همیییییییییییییییییییین حالا