|
یه گاز از سیب سرخ و آبدار دوستی
|
من تو مدرسه از همه قشری ریفیق داشتم اول . دوم . سوم . تو رشته های مختلف . لاغر . چاق . زشت .زیبا و....
ما که تازه اومده بودیم این خونمون همسایه رو به روییمون دو تا بچه کوچولوی حدود سه چهار ساله داشت یه دختر یه پسر. این قده ناز بودن ....دختره تقریبا یه سال از پسره بزرگتر بود. من می رفتم تو ایوون خونمون و اونا هم میومدن تو ایوون خونشون و این طوری با هم دیگه صحبت میکردیم.در صورتی که خونواده هامون هیچ آشنایی با هم نداشتن ولی من و اون بچه ها کلی با هم دوست شده بودیم.حالا هر کدوم واسه خودشون بزرگ شدن و دارن میرن مدرسه .دیگه مثه اون موقع ها نیستیم.بگذریم
من که نمیدونم چمه.یه بار اینقده الکی سرخوشم که سر از پا نمیشناسم یه بارم حوصله ی هیچ کس و هیچ چیو ندارم.حتی حوصله ی تلوزیونو.امروز بعد از ظهر این جوری بودم.با اینکه صبحش شاد بودم حتی یه چیزی فراتر از اون . اما بعد از ظهر یه دفه به هم ریختم . امروز برنامه ای که واسه دیدنش لحظه شماری میکنمو ندیدم . ترجیح دادم استراحت کنم و افکارمو از اغتشاش در بیارم. بعدشم یه دوست قدیمی بهم تلفن زد و کلی با هم صحبت کردیم.با این که هنوز برنامه هه تموم نشده بود. ولی وقتی حوصلشو نداشته باشم اصلا نگاش نمیکنم.وقتی با دوستم حرف زدم کلی دلم واشد . آخه اون یکی از دوستای صمیمی دوران دبیرستانمه.اولش نشناختمش اونم منو کلی سرکار گذاشت که اگه گفتی من کیم و اسممو بهت نمیگم تا خودت حدس بزنی.منم اسم چند تا از دوستامو گفتم و اونم هی میزد تو ذوقم میگفت نه هیچ کدومشون من نیستم .ولی من با این که نشناختمش خیلی صمیمی باهاش صحبت کردم اونم تعجب کرده بود میگفت اومدیمو من یه آدم غریبه باشم که می خوام اذیتت کنم اون وقت تو بازم همین جوری باهام صمیمی صحبت میکنی؟منم گفتم به هر حال هر کی که باشی ریفیق خودمی. من بالاخره کشف میکنم تو کی هستی ...دیگه آخرش کار به جای باریک کشید اون که دید من الان مخم هنگ کرده و به جا نمیارمش از فرصت استفاده کرد و بهم گفت زهرا خانم شما قصد ازدواج دارین؟با خودم گفتم یعنی این کی میتونه باشه که یه همچین پیشنهادی بهم می ده ؟یخده خودمو جمع و جور کردم و گفتم خب البته اگه موقعیتش پیش بیاد چرا که نه؟این امر خیری هستش که مخصوصا به جوونا خیلی سفارش شده منم خب...
گفت زهرا خیلی پررویی آخه آی کیو من مائدم دیگه.منم دوزاریم افتاد که آهان این همون مائده تپل مپل خودمه .اینقده باهاش خاطره های قشنگ دارم .ماهه...