|
یه گاز از سیب سرخ و آبدار دوستی
|
بعد از اذون صبح پرده ی اتاقمو زدم کنار و محو آسمون شدم دم صبح آسمون چه قدر قشنگه به خصوص اگه ابری هم باشه ![]()
نماز صبحمو که خوندم احساس کردم که داره بوی بارون میاد
خیلی سریع دویدم توی ایوون و دیدم که نم نمک داره بارون میاد بوی بارون دیوونم میکنه خدا می دونه من چه قدر عاششششق بارونم
این احساس قشنگ وقتی اوج گرفت که صدای قرآن خوندن بابام به گوشم رسید![]()
نمی دونید چه لحظاتی رو پشت سر گذاشتم خییییلی حس قشنگی بود امیدوارم همتون تجربش کنید
با خودم قرار گذاشتم که بیشتر از قبل به قرآن رو بیارم
بهتون پیشنهاد میکنم شما هم از این قرارا با خودتون بزارین اگه خودمون به فکر خودمون نباشیم پس کی باشه؟؟؟این ما هستیم که باید مسیر زندگیمون رو درست انتخاب کنیمو درست قدم برداریم